خرید بک لینک
روز چهارشنبه بود که از اداره که اومدم خونه بابا به مامان گفت که فردا بریم شمال صبحانه خونه بخوریم یا تو جاده؟

خلاصه تصمیم به این شد و صبحانه رو تو خونه خوردیم و راه افتادیم ساعت 9:30 به طرف جاده چالوس بابا تو کرج چیپس و پفک و آب و ... خرید وراه افتادیم ساعت 12:30 رسیدیم چالوس و دخترم رفت تو دریا وکلی حال کرد ساعت3بعد ازظهر رفتیم کته کباب محمدی و آنجا کته کباب وماست موسیر و زیتون پرورده سفارش دادیم و خوردیم و بعد رفتیم نمک آبرود سوار تلکابین شدیم خیلی کیف داد ولی بابا ترسیده بود خلاصه اون بالا فلاسکمونو برده بودیم چایی خوردیم و یه کم گشتیم و اومدیمپایین تو گریه که بری شهربازی ما هم یه کم سرتو ..... و از نمک ابرود اومدیم بیرون رفتیم سالیان حراج کرده بود برای بابا جون یه بلوز سفید و برای دخملم یه تاپ ویه پیراهن خوشگل خریدیم و خلاصه یه بستنی خریدیم و راهی جاده چالوس و برگشت به خانه شدیم دیگهساعت 10:30 بود که دخترم خوابش برد بابا نزدیکای گچسر نماز خوند و یه کلوچه با چایی خوردیم وخلاصه ساعت 1:30 شب رسیدیم خونه خدا رو شکر خیلی خوش گذشت

برچسب: نویسنده: طاها کاشانی تاريخ: سه شنبه 6 مهر 1395 ساعت: 23:42

صفحه بندی