خرید بک لینک
سلام به دخترای نازنینم الان بعد از چند وقت مینویسم هستی جانم رو از اوایل مهر ماه گذاشتم کلاس زبان نصیر و عزیز دلم خیلی این کلاس رو دوست داره الهی که خداوند کمکت کنه و به درجات عالی برسی و هر روز توفیق روز افزونت رو شاهد باشم 20 آذر هم پدر عزیزم از دنیا رفت و خیلی متاثر شدم الان کمی حالم بهتره نیکی تقریبا از یک سالگی شروع به راه رفتن کرد و در ماه اسفند خیلی بابت دندونهاش اذیت شد بچم همش مریض بود تا اینکه بلاخره در ایام عید 5 تا دندون همزمان بیرون زد من اش دندونی براش پختیم البته بابا درست کرد و به همه همسایه ها دادیم برای نیکی که همش مریض بود 5 تا بسته گوشت نظر کردم به نیت 5 تن و دادم بیرون تا اینکه دخترم حالش خوب شد البته 6 عید نیکی پنی سیلین زد تا تبش افتاد و رو به بهبودی رفت اما هستی تب کرد و هنوز نیز هستی اموکسی کلاو مصرف میکنه این روزها نیکی سوار سه چرخه میشه کلی غر میزنه کلا نیکی خیلی اذیت میکنه همش گریه میکنه و یکسره به من میچسبه و می خواد بغل بشه واقعا نمیدونم با این بچه چه باید کرد خلاصه امیدوارم زودتر اخلاقش خوب بشه ولی خدا روشکر مهد کودکت رو خیلی دوست داری راستی نیکی الان 10کیلو 400 گرمه فقط میگه ماما و صداها رو در میاره و قاشق رو تو دستش میگیره و غذا میخوره تا میگم بریم بشورمت پی پی کردی میدویی

برچسب: نویسنده: طاها کاشانی تاريخ: سه شنبه 3 ارديبهشت 1398 ساعت: 8:54

صفحه بندی