خرید بک لینک

سلام عزیزای دلم امروز اولین باربدون نیکی خانم به اداره اومدم روز سه شنبه 21 خرداد هستی رو هم اوردم ادارهو کلی اینجا بازی کرد بعد شب هم با ثمین و مبینکلی بازی کرد فردا روز چهارشنبه بعد از نماز صبح ساعت 5 راهی شمال شدیم و ساعت 8 صبح رسیدیم کنار سواحل متل قو اونجا صبحانه خوردیم و بعد از صبحانه نیکی دو ساعت خوابید و هستی یکسره تو آب بازی کرد و بعد رفتیم کته کباب محمدی کلی غذای خوشمزه خوردیم نماز ظهر رو در برج های دوقلوی عظیم زاده خوندیم و بعد راهی نمک آبرود شریم سوار تلکابین شدیم و بعد ماشین سواری از اونجا دوباره اومدیم ساحل دریا و باز هستی کلی در دریا شنا کرد و بعد راهی خونه شدیم و خلاصه ساعت یک ربع به 11 به خونه رسیدیم فرداش پنج شنبه تولد تبسم دختر عاطفه بود محمدحسین یه کارت هدیه 100 تومانی شارژکرد و یک بلوز با یه عروسک میمون براشون بردیم و اونجا هم به بچه ها کلی خوش گذشت الان نیکی 82 سانتی متر قدشه و وزنش 11 کیلو و هنوز یک کلمه هم حرف نمیزنه دیروز تصمیم گرفتیم مهدکودک نیکی رو عوض کنیم و همون مهد گلدونه ها در کرج بزاریم اما نیکی خیلی گریه کرد و اصلا نمی پذیرفت بعد اومدیم خونه امروز بابا گفت یک روز در هفته نیکی رو نگه می داره خلاصه برای اولین بار از نیکی دور شدم و امیدوارم امروز بابا رو اذیت نکنید

برچسب: نویسنده: طاها کاشانی تاريخ: شنبه 9 آذر 1398 ساعت: 15:29

صفحه بندی