سلام به عزیزان مامان امروز که براتون مینویسم هستی عزیزم حروفهای مدرسه رو کم کم یاد گرفته و الان حرف آ ا ب س م د ر ن رو یاد گرفته ماشالله به دخترم که انقدر باهوشه و خیلی قشنگ دیکته مینویسه شنبه هفته پیش رفتیم سونو گرافی و وزن نیکی جون رو گفت 1800 گرمه و خدا رو شکر مشکلی تو سونوگرافی نبود هستی بیصبرانه منتظر تولد نیکی هست و روز شماری میکنه روز چهارشنبه بابا رفت قم و من و هستی تو خونه بودیم با هستی رفتیم پیراهن سورمه ای که داده بودم برام آستین بزنه از خیاطی گرفتم تا برای عروسی پسرخاله سعید که 30آذر هست ان شائ الله بپوشم بعد اومدیم خونه و روز پنج شنبه مامانی و بابایی اومدن خونمون من به مدت یک ساعت هستی رو پیش مامان گذاشتم و بابا هم رفته بود مسجد و رفتم تا زرگری یه پلاک اسم برای هستی داده بودم بسازه رفتم اونو گرفتم 500 شد و یه النگو هم برای تولد هستی گرفتم 1875 شد صبحشم با هستی جونم رفته بودیم ال سی وایکیکی برات شلوار زرشکی با یه بلوز خریدم و یرونه هم ادکلن برات خریدم و همه رو قایم کردم تا روز تولدت البته پلاک اس رو قراره خواهرت نیکی بهت کادو بده از خداوند بزرگ و بلند مرتبه بسیار سپاسگزارم که بهم یه دختر سالم عطا کرده و از معبودم خواستارم تا دختر دومم را نیز سالم و صالح عطا کنه و از او خواهانم تا درتمام مراحل زندگی پشت وپناه هر دوی عزیرانم باشه آمین
برچسب:
نویسنده: طاها کاشانی
تاريخ: پنجشنبه
14 دی
1396 ساعت: 17:49