خرید بک لینک
امروز ۱۰/۹/۱۴۰۱ تقریبا ساعت ۴:۰۰ رفتیم درمانگاه شفا که بریم گوش نیکی رو سوراخ کنیم . مامانم برای اینکه خیلی میترسید و دل نداشت ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: طاها کاشانی تاريخ: شنبه 1 بهمن 1401 ساعت: 19:48

امروز ۱۱/۹/۱۴۰۱ است. امروز تقریبا ساعت ۸ صبح بیدار شدیم و صبحانه خوردیم. بعد کم کم اماده شدیم تا بریم ام ار ای. مادرمون والا زانو و کردنشون درد میکنه ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: طاها کاشانی تاريخ: شنبه 1 بهمن 1401 ساعت: 19:48

سلام به دخترای عزیزم این روزها خیلی آشفته ام روز 10آذر به بعد تصمیم قاطع گرفتم تا نیکی رو از شیر بگیرم و تا امروز خدا روشکرموفق شدم نیکی الان 12.800 گرمه و خدا روشکر غذا خور خوب شده و کلمه های بابا مامان پا هستی ثمین ماست دوغ پا دست و چند کلمه دیگه رو میگه این روزها هوا خیلی آلوده هست ومیترسم نیکی رو از خونه بیرون بیارم روز پنج شنبه سالگرد بابایی بود ونیکی رو خونه خانم شاه مرادپور گذاشتم

برچسب: نویسنده: طاها کاشانی تاريخ: پنجشنبه 5 دی 1398 ساعت: 7:18

سلام عزیزای دلم امروز اولین باربدون نیکی خانم به اداره اومدم روز سه شنبه 21 خرداد هستی رو هم اوردم ادارهو کلی اینجا بازی کرد بعد شب هم با ثمین و مبینکلی بازی کرد فردا روز چهارشنبه بعد از نماز صبح ساعتادامه مطلب

برچسب: نویسنده: طاها کاشانی تاريخ: شنبه 9 آذر 1398 ساعت: 15:29

سلام به دخترای گلم امروز که اداره هستم بعداز 11 روز به کار برگشتم سه شنبه اول مرداد واکسن, 18 ماهگی نیکی رو باید میزدیم صبح ساعت 7:30 با بابا و هستی رفتیم خانه بهداشت شاهین ویلا چون در خانه بهداشت ترکادامه مطلب

برچسب: نویسنده: طاها کاشانی تاريخ: شنبه 9 آذر 1398 ساعت: 15:29

سلام دخترایگلمدو هفتهپیش دقیقادو روز قبلاز عاشوراو تاسوعاخاله فاطمه از مکه اومدوشبش رفتیم تالار و قتی اومدیم خونه دیدم نیکی در ناحیه پوشک کلی دونه های قرمز ریخته فردا که بردمش اداره گفتن این یه ویروس,هادامه مطلب

برچسب: نویسنده: طاها کاشانی تاريخ: شنبه 9 آذر 1398 ساعت: 15:29

سلام به دخترهای گلم اینروزها نیکی خیلی کلمه یاد گرفته میتونه بگه نه آب تاب مامان بابا و به هستی میگه هس و به ممی میگه نامنام میگم کلاغ چی میگه میگی گار گار گاوه چی میگه میگی ماروز چهارشنبه 25 محرم و ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: طاها کاشانی تاريخ: شنبه 9 آذر 1398 ساعت: 15:29

سلام به دخترای نازنینم الان بعد از چند وقت مینویسم هستی جانم رو از اوایل مهر ماه گذاشتم کلاس زبان نصیر و عزیز دلم خیلی این کلاس رو دوست داره الهی که خداوند کمکت کنه و به درجات عالی برسی و هر روز توفیقادامه مطلب

برچسب: نویسنده: طاها کاشانی تاريخ: سه شنبه 3 ارديبهشت 1398 ساعت: 8:54

ای خدا شکرت منو کشت این نیکی از بس که امسال این بچه مریض شد روز دوشنبه محمد حسین پیام داد که افسر دختر عمه باباش به رحمت خدا رفته و باید بره یزد تشیع جنازه و روز سه شنبه من مجبور بودم مرخصی بگیرم که دیدم وای بر من دوباره نیکی آب بینیش به راهه اونروز بعد از ظهر پیش دکتر سهیلا قدسی رفتم اسنب گرفتم و رفتم دکتر بهش یه کم دارو داد و خدا روشکر امروز رو به بهبودی هست اما امیدوارم دوباره تو مهد کودک امروز مریض نشه

برچسب: نویسنده: طاها کاشانی تاريخ: سه شنبه 3 ارديبهشت 1398 ساعت: 8:54

امروز 24 دی هست و فردا تولد دختر گلم نیکی هست 14 روز پیش تولد هستی جانم بود و براش یه تبلت خریدم و یک شلوارلی و شنل کیک تولدش هم طلایی بود و دخترم 8سالش تمام شد سال پیش براش النگو و چراغخوابو هزارتا خادامه مطلب

برچسب: نویسنده: طاها کاشانی تاريخ: شنبه 18 اسفند 1397 ساعت: 6:18

سلام به دخترای گلم هستی و نیکی عزیزم نیکی امروز نه ماه و پنج روزشه و هستی عشقم کلاس دوم امروز خیلی دلم برای هستیم تنگه بعد از نه ماه که هر روز در کنار دخترم بودم امروز مجبور بودم با نیکی خونه رو ترک ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: طاها کاشانی تاريخ: چهارشنبه 30 آبان 1397 ساعت: 2:05

امروز مادرتون خیلی غمگینه دیروز بررسی از مرجع اربعین طبق کپی رایت بررسی از مرجع حسینی طبق کپی رایت بود و ما خونه مامانی و بابایی رفتیم تو این مدت ما خیلی غمگین بودیم روزقبل از بدنیا اومدن نیکی مادر به رحمت خدا رفت و روز تولد بابا یعنی اول مرداد شبش با همادامه مطلب

برچسب: نویسنده: طاها کاشانی تاريخ: چهارشنبه 30 آبان 1397 ساعت: 2:05

سلام دختر اي گلم امشب ساعت٣:٤٠دقيقه بامداد روز ١٢اسفند ١٣٩٦ هست و نيكي جون بيدار و من در حال تكون دادن گهواره ام  روز خانم خواب كردن و شب خوابشون نميبره روز ٢٠دي چهارشنبه بود كه من در هفته ٣٨بارداري بودم كه از اداره خداحافظي كردم روز يك شنبه ٢٤دي بود ساعت ١٢ظهر كه عمه فاطمه به بابا زنگ زد كه مادر به رحمت خدا رفتند و من با كوهي از اندوه تنها ماندم و تنادامه مطلب

برچسب: نویسنده: طاها کاشانی تاريخ: يکشنبه 23 ارديبهشت 1397 ساعت: 12:36

سلام به دخترای گلم هستی و نیکی عزیزم امروز دوشنبه 6 شهریور 96هست و روز شنبه هستی جونم رفت استخر و بعد آش جو برای شب داشتیم پیاز داغش رو درست کردم و بعد نعنا داغ و رفتیم با بابا دنبال هستی از استخر گرفتمش استخر ایدین و مربیش غزاله جون بود برای ترم جدید نیز دوباره ثبت نامش کردم و بعد رفتیم سونوگرافی خدارحمی نوبتم که شد هستی و بابا هم اومدن تو اتاق دست و پاهای نیکی جون رو دیدیم و به دکتر گفتم انگشتاشو بشمر دکتر خندید خدا روشکر دکتر گفت نیکی خانم مشکلی ندارن و وزنش در هفته 19 بارداری 247 گرم بود سن جنین نیز براساس پارامترها 18 هفته و سه روز بود ضربان قلبش 142 تاریخ زایمان رو 4 بهمن اعلام کرد اما احتمالا نیکی هم مثل هستی دی ماهی بشه ان شاءالله صحیح و سالم و صالح باشه ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: طاها کاشانی تاريخ: پنجشنبه 14 دی 1396 ساعت: 17:49

سلام به دخترای گلم امروز یکشنبه هست و دیروز شنبه مرخصی گرفته بودم تا بابا برای حکم قیومیت کاراشو انجام بده و من پیش دختر گلم هستی جونم بمونم روز پنج شنبه و جمعه هم خونه مامانی بودیم من و هستی و تکونهای اولیه نیکی رو احساس میکردم الان هم نیکی خیلی داره تکون میخوره دیروز هم کلی لباسهای نو هستی رو مرتب کردم و یکی سویشرت و شلوار نارنجی و طوسی برای نیکی جون خریدم خیلی خوشگل شد مارک ترک بود.هستی هم استخر آیدین بود.تکونهای نیکی جونم رو تو هفته هجدهم و نوزدهم متوجه شدم

برچسب: نویسنده: طاها کاشانی تاريخ: پنجشنبه 14 دی 1396 ساعت: 17:49

صفحه بندی