بیمارستان صارم
-
تاریخ: 1396/10/14 ساعت: 17:49
سلام به عزیزای دلم دیروز یک شنبه 3 دی مرخصی گرفتم و هستی رو گذاشتیم مدرسه و با بابا رفتیم بیمارستان صارم دکتر میرفندرسکی رو وقت گرفتیم دکتر متینی بود در ظاهر و گفت الانتو هفته 36 بارداری هستی و باید هفته 38 بارداری تموم بشه تا بتونی سزارین بشی خلاصه یکسری آزمایش و سونوگرافی و همچنین مشاوره بیهوشی بر...
سونوگرافی و آزمایش و نوار قلب
-
تاریخ: 1396/10/14 ساعت: 17:49
سلام به عشقای مامان این روزها خیلی کلافه ایم بابا یه دسته گل به آب داده پول داده دست کسی و اون طرف ورشکست شده از طرفی سه روز استعلاجی گرفته بودم روز اول که یکشنبه بود رفتم آزمایشگاه و آزمایش دادم روز دوم رفتیم سونوگرافی خدارحمی و هستی هم مدرسه نرفت بهخاطر آلودگی هوا سونوگرافی گفت 36هفته و سه روزمه و...
زیارت مشهد مقدس
-
تاریخ: 1396/6/6 ساعت: 5:02
سلام عزیزانم این هفته هفته هجدهم بارداری هست و تصمیم جدی گرفتم تا اسم دختر دوم و خواهر جونتو بزاریم نیکی هفته پیش روز یک شنبه مرخصی گرفتم 23 مرداد بود و با هستی جونم رفتیم دانشگاه کارای مدارکم رو انجام دادم بعد اومدیم خونه ناهار خوردیم یهکم با بابا بحث الکی کردیم و دلخور شدیم ساعت 10شب راه افتادیم ر...
عکسهای تولد دامونا در 4خرداد 96
-
تاریخ: 1396/5/27 ساعت: 15:32
به نام او که سرخ رویی ما به مدد لعل لب اوستمن مامان هستي هستم و در حال حاضر29 سال دارم مدرك تحصيليم رياضي كاربردي است و فعلا شاغلم و از خداوند منان خواهانم كه فرزندي سالم و صالح به من و شوهرم عطا فرمايد.
عکسهای یزد
-
تاریخ: 1396/5/27 ساعت: 15:32
به نام او که سرخ رویی ما به مدد لعل لب اوستمن مامان هستي هستم و در حال حاضر29 سال دارم مدرك تحصيليم رياضي كاربردي است و فعلا شاغلم و از خداوند منان خواهانم كه فرزندي سالم و صالح به من و شوهرم عطا فرمايد.
تعیین اسم خواهر
-
تاریخ: 1396/5/27 ساعت: 15:32
سلام به دخترای گلم امروز 4 شنبه هست تا الان که مینویسم اوضاع زیاد خوبی نداشتم خیلی حالت تهوعم شدید بود و الان در هفته هفدهم بارداری به سر میبرم در هفته چهاردهم با آزمایش سل فری فهمیدیم نی نی دخمله و خدا برای هستی جونم یه خواهر داره عطا میکنه خدا رو شکر جواب آزمایش خوب بود خلاصه تو این مدت یه روز رفت...
تولد 6 سالگی
-
تاریخ: 1396/3/7 ساعت: 17:03
سلام عشقم امروز 13دی هست و مدارس ابتدایی کرج به خاطر آلودگی هوا تعطیل دیروز نیز مدارس تعطیل بود من کی امتحان دارم اما دیروز رو همراه خودم اوردمت سرکار محیا نیز سر کار بود و کلی با هم بازی کردید فاطمه دختر خانم فیضی هم بود اما امروز کلی کار داشتم و نتونستم بیارمت اداره و پیش بابا موندی اما روز 10 دی
تولد 4
-
تاریخ: 1396/3/7 ساعت: 17:03
سلام عزیزم امروز وقت کردم تا عکسهای تولد 4 سالگیتو بزارم
هستی و پیش دبستانی
-
تاریخ: 1396/3/7 ساعت: 17:03
سلام عزیزم چند وقت پیش از طرف مدرسه برده بودن اردو و چندتامراسم دیگه هم داشتی که می خوام برات چند تااز عکسهاتو بزارم
پایان نامه
-
تاریخ: 1396/3/7 ساعت: 17:03
سلام عزیزم دراین مدت خیلی اتفاقات افتاده اول اینکه عروسی امیر خاله فاطمه 29 اسفند بود و بعدش تو ایام عید مادر حالش بد شد و فهمیدیم سرطان ریه داره و متاستاز داده به بدنش و استخوانهاش بعدش روز سه شنبه 19 روز دفاع پایاننامه من بود و من مدرک کارشناسی ارشد مدیریت بازرگانی بین الملل گرفتم با بابا رفتیم
نی نی کوچولو
-
تاریخ: 1396/3/7 ساعت: 17:03
سلام عزیزم دیروز اولین روز ماه رمضان بود و من دختر گلم رو به همراه خودم اورده بودم اداره و بردمت مهد کودک اداره با محیا کلی بازی کردی و بعدش ساعت 3 بعد از ظهر اوردمتون توی اتاق کلی با هم بحث کردید ونزدیک بود دستت بره لای در ماشین محیا اینا خیلی خسته بودم به محض اینکه رسیدم خونه با بابا یه کم سر کفشه
هستی و دندان آساییش
-
تاریخ: 1395/9/29 ساعت: 13:04
سلام خوشگلم امروز که دارم برات مینویسم دختر گلم دندانهای آسیای پایین و بالاش داره در می اد و دخترم همش جلوی آیینه داره دندوناشو چک میکنه راستی پسر دایی علیرضا محمد پارسا در روز 2 آذر بدنیا اومد این چند وقته مامان خیلی درگیر درساش بود و نمیتونستم برای دخترم وقت بزارم و قراره از 20 دی ماه که امتحاناتم...
هستی دو سالو نه ماهگی
-
تاریخ: 1395/7/6 ساعت: 23:42
سلام عسلکم قربونت برم امروز بعد از ۵ روز تعطیلی رفتی مهد کودک و بابا رسوندتت اخه عزیزم سرماخورده بودی وسرفه میکردی و به مدت دو ماه خوب نمیشدی خلاصه بهتر شدی برات امروز چندتا سی دی گرفتم چند روز پیش هم برات پازل کشتی نوح و ماشین اتشنشانی گرفتم و یاد گرفتی یدونه هم بازیمیخ و چکش برات گرفتم کلی لذت میب...
تولد 3 سالگی
-
تاریخ: 1395/7/6 ساعت: 23:42
دخمل گلم سلام عزیزدلمی ببخشید خیلی دیر دارم اخبار تولدت رو می نویسم شرمنده وقت نکرده بودم الان برات می نویسم امسال ۱۰ دی شهادت امام حسن و رسول اکرم (ص) بود ومن نتونستم برات در همون روز تولدبگیرم البته شما ۱۱:۳۰ شب ۱۰دیماه بدنیااومدی ومن در اصل باید ۱۱ دی تولدت رو جشن بگیرم خلاصه روز ۱۰دی خونه پدر آش...
مسواک زدن
-
تاریخ: 1395/7/6 ساعت: 23:42
عسلک مامانی سلام برات بنویسم ازکار قشنگی که یادگرفتی مسواک میزنی بلافاصله بعد از غذا خوردنت و اگر مسواک نزنی به هیچعنوان نمی خوابی راستی بعد از غذا خوردن میگی خدایا شکرت که به ما این نعمت دادی به بابا گاهی وقتها می گی بابا من بزرگ شدم با من درست صحبت کن یا میگی مامان شما بدی بابابایمن اینجوری حرف می...
کادوی تولد سه سالگی
-
تاریخ: 1395/7/6 ساعت: 23:42
سلام عسلکم الهی قربونت برم الان اداره هستم و دلم برات یه ذره شده پنج شنبه و جمعه مادر پدر مامانی و بابایی و مهدی خاله مریم اومدن خونمون مامانی برای تولدت یه کفش سفید گرفت و مادر هم ۵۰ هزار تومن پول داد و من رفتم برات با پول مادر اسکوتر گرفتم راستی خاله فاطمه برات شلوار لاینر دار خرید و دایی علیرضا ب...
هستی 4 سال و 11 ماهه
-
تاریخ: 1395/7/6 ساعت: 23:42
سلام عشقم خیلی وقته که برات ننوشتم امروز که می خوام برات بنویسم می خوام بگم خیلی بزرگ شدی اعداد رو از 1تا 10 می نویسی حروف آ ب ت رو خوب می نویسی همینطور انگلیسیتم خوب شده و الان خیلی همه چیز رو می فهمی چند روزه دیگه تولدته کلی نقاشی های قشنگ می نویسی کلی انگلیسی بلدی خلاصه فردا هم جشن یلدا دارید و ب...
12 مرداد 1395
-
تاریخ: 1395/7/6 ساعت: 23:42
سلام عشقم روز سه شنبه 12 مرداد عروسیه مرتضی پسر خاله مامان بود و بابا من و دخترمو برد عروسی و خودش بنا به دلایلی نتونست بیاد و دوبارهاومد دنبالمون تو عروسی خالهفاطمه از دختر گلم و الیسا جون دختر عمش عکس گرفت کلی باهم تو عروسی رقصیدیت و شادی کردید
نمک آبرود در روز پنج شنبه 14مرداد
-
تاریخ: 1395/7/6 ساعت: 23:42
روز چهارشنبه بود که از اداره که اومدم خونه بابا به مامان گفت که فردا بریم شمال صبحانه خونه بخوریم یا تو جاده؟ خلاصه تصمیم به این شد و صبحانه رو تو خونه خوردیم و راه افتادیم ساعت 9:30 به طرف جاده چالوس بابا تو کرج چیپس و پفک و آب و ... خرید وراه افتادیم ساعت 12:30 رسیدیم چالوس و دخترم رفت تو دریا وکل...
جشن شکوفه ها
-
تاریخ: 1395/7/6 ساعت: 23:42
سلام دخمل خوشگلم روز 29 شهریور جشن شکوفه ها بود بابا من و دخترم رو رسوند به جشن و خودش رفت سر کارش ساعت 9:30 جشن آغاز شد ولی ما ساعت 10 بود که رسیدیم اون روز دوشنبه بود ومن مرخصی گرفتم جشن در سالن میلاد شهرداری در جهانشهر روبروی استانداری برگزار شد خیلی خوب بود به دخترم یه کیف دستی بنفش برای اردو هد...