امروز 24 دی هست و فردا تولد دختر گلم ن
یکی هست 14 روز پیش تولد هستی جانم بود و براش یه تبلت خریدم و
یک شلوارلی و شنل ک
یک تولدش هم طلایی بود و دخترم 8سالش تمام شد سال پیش براش النگو و چراغخوابو هزارتا خرت و پرت دیگه خریده بودم تا الانکه مینویسم حال و روز خوشی نداشتم پدر بزرگ هستی و ن
یکی در اول مرداد به رحمت خدا رفتند از اوایل فروردین نیز فهمیدیم که پدر عزیزم نیز دوباره مریضیش اوت کرده و این ایام اصلا ایام خوبی نبود تا سرانجام بابایی نیز روز 20 آذر به رحمت خدا رفت این روزها اصلا حال و روز خوشی ندارم بعد از آن ن
یکی یک هفته مریض شد و خدا رو شکر الان
نیکی مساعده اما خودم خوب نیستم الان
نیکی تقریبا 10کیلو شدهو هنوز تنبل خانم دندوندر نیاورده از 25 مهر نیز
نیکی رو به مهدکودک اداره اوردم خدا روشکر مهد کودک رو دوست داره اسم دوستاش لیانا درسا هانا محمد طاها و محمد پارسا هستن و مربی مهد خانم لیلا وفایی و فاطمه نصیری هستن که خداروشکر بااینها خوب هست
نیکی این روزها تلاش میکنه تا بتونه روی پاهاش بایسته .
برچسب:
نویسنده: طاها کاشانی
تاريخ: شنبه
18 اسفند
1397 ساعت: 6:18