خرید بک لینک
امروز مادرتون خیلی غمگینه دیروز بررسی از مرجع اربعین طبق کپی رایت بررسی از مرجع حسینی طبق کپی رایت بود و ما خونه مامانی و بابایی رفتیم تو این مدت ما خیلی غمگین بودیم روزقبل از بدنیا اومدن نیکی مادر به رحمت خدا رفت و روز تولد بابا یعنی اول مرداد شبش با هم رفتیم رستوران ارکیده جاده چالوس اونجا بودیم که یه تیکه استخون تو گلوی بابا گیر کرد ساعت 11:30اومدیم خونه که زنگ زدن که پدر حالش خوب نیست و بابا راهی قم شد در راه بابا تماس گرفت که پدر نیز به رحمت خدا رفت یعنی شش ماه بعد از فوت مادر و بعد فهمیدیم که بابایی وضعیت خوبی نداره و مریضیش اوت کرده و دیروز خیلی روز دلخراشی بود بابای عزیزم به چه روزی افتادی الهی من دورش بگردم دلم داره میترکه برای اون صورت کوچیک نازش دیروز چقدر بابا جانم گریه کردی الهی به حق این روزهای عزیز به آرامش برسی و دردت و غمت رو نبینم که چقدر داغونم ای خداااااااا پدرم رو به تو میسپارم پروردگارا تو رو به ناله های حضرت زینب ازت می خوام آب شدن پدرم رو نبینم دیروز خونه مامانی و بابایی آش میپختن و بابایی با خیلی ناله به کنار دیگ آش رسوندنش ولی چقدر سخت بود بابام نمیتونست قدم بر داره

برچسب: نویسنده: طاها کاشانی تاريخ: چهارشنبه 30 آبان 1397 ساعت: 2:05

صفحه بندی